
چرا جان آدمی در این گوشه از جهان تا این اندازه بیارزش است؟چرا در کارو کردار انسان ایرانیِ اینجا و اکنونْ عافیتطلبی و خودخواهی، مسئولیتپذیری و منافع جمعی را به حاشیه رانده است؟چرا قانونگریزی در نزد عموم ایرانیان به کنشی لذتبخش تبدیل شده است، چنان که دچار توهّم خود- زرنگپنداری میشوند؟پلهای هوایی متروک پیش از هر چیز از متروک بودن فرهنگ حکایت میکنند. فرهنگ که رویشگاه آن خانواده است و پرورشگاهاش، نهاد رسمی تعلیم و تربیت. گرچه در این روزگارْ اینترنت و فرآوردههای گونهگون آن از گوشی هوشمند تا شبکههای اجتماعی به رقیبی جدی برای این دو نهاد قدیمی تبدیل شدهاند. رقیبی قدرتمند و پُرجاذبه که ذهن و زبان فرزندان را تسخیر میکند و همچون سفالگری استاد، با گِل وجود آنان هر کار که میخواهد میکند. در این تعریف، ر...
ادامه مطلب
در وضعیتِ آشوبناک اینجا و اکنون که گاریِ شکستۀ معیشت از پرتگاه تورمی تناور به مَغاکِ رکودی جانسخت فرو غلتیده و چراغ ساحل آسودگیها در افق پیدا نیست، ازدواج چونان کالایی مجلّل دَستنایافتنی مینمایَد. به دیدۀ انصاف اگر بنگریم آنچه اینک پیش روی ماست، وضعیتی بَس بغرنج است؛ چرا که هم طلاق روبه فزونی است و هم پنجرۀ جمعیتی در آستانۀ بسته شدن. از دید جامعهشناختی طلاق دیگر نه امکانی برای پایان دادن به رابطهای پُرتنش و زیانبار بلکه سَبکی از زندگی است که در بسیاری از موارد نتیجۀ پیوندی معیوب (کودکْهمسری) و نیاموختن مهارتهای کارگشا در پهنۀ زناشویی است و گاه پیامدِ به بنبست رسیدن رابطهای متعارف که طبیعیترین گونۀ جدایی است و کم آسیبترین آن!علل و عوامل رشد صعودی طلاق هرچه باشد از تحولی بنیادین در نهاد خانو...
ادامه مطلب
ناگفته پیداست که این اقتضای قدرت است. قدرت است که جان و جهانِ انسان را زیر و زَبَر میکند؛ زینروست که جلالالدین مولوی (۶۰۴-۶۷۲ ه.ق) آرزو میکند که قدرت از آدمی دور باد: مَر بشر را پنجه و ناخن مَباد که نه دین اندیشد آنگَه نه َسداد (مثنوی. دفتر ششم) مولویْ زورآوَری را مایۀ تباهی دین و اخلاق میشمرد. گفتن ندارد که مراد وی مطلق قدرت نیست، بلکه قدرت مطلق است؛ زیاده قدرت داشتن و مجهز شدن به پنجه و ناخن که ابزار دریدن و زخمی کردن است. یادآور شخصیت تونی مونتانو در فیلم زخم صورت (۱۹۸۳) با بازی آلپاچینو در نقش مجرمی کوبایی که پس از آمدن به امریکا، از کارگری ساده به امپراتوری عظیم توزیع کوکائین تبدیل میشود و در این مسیر، همه چیزِ خود را از دست میدهد از مادر و خواهر تا همسر و دوست دیرین. وارثِ ثروتی افسا...
ادامه مطلب
ما هر نوروز به یکدیگر شادباش می گوییم، بی آنکه در طول سالی که در بندرگاه بهار, پهلو گرفته است، حالی از هم بپرسیم. راست آن است که ما یکدیگر را از یاد برده ایم و بی آنکه بدانیم حافظه های مان را از یاد یکدیگر پاک کرده ایم. قلب های ما از حضور همدیگر خالی شده است و حافظه گوشی هایمان از پیامک های جا...
ادامه مطلب
در شبکهxad های اجتماعی، این امکان فراهم نیست. آنجا کارزاری پُرهیاهوست که هر کسی داعیه xadای دارد و پرچم خود را افراشته است. گسترش امکانات شبکۀ اجتماعی تلگرام با 400 میلیون هموَند (Member)؛ از داشتن فرصت ویرایش و درج نظر در پای فِرسته xadها (Post) تا شرکت در گفت xadو گوهای بَرخط همْ نمادی از دموکراتیزه شدن...
ادامه مطلب
نگریستن در احوالِ نیازمندان و عنایتِ ویژه به آنان از گذرِ انفاق اموال به قصدِ کاستن از درد و رنج ایشان عالی ترین مصداقِ رابطه ای است که بِکرترین محملِ پدیداری آن در سیاق دینی- اسلامی ایرانی مان برآمدنِ رمضان است.سارا شریعتی در تبیین نسبتِ ایمانِ دینی با رفتار اجتماعی ایرانیان معاصر از دقیقه ای مغفول پرده برمی گیرد و آن اینکه در بسیاری از رفتارهای دینی جاری در جامعه و نهادینه در الگوی رفتاری دین ورزی افراد آنچه بیشترین نمود را به خود اختصاص داده است، نظر دوختن به منافع فردی است که در ادبیّاتِ اخلاقی خودخواهی نام گرفته است. بسیاری کَسان رفتارهای دینی خود را بر مدار رسیدن به بهشت و رهیدن از دوزخ...
ادامه مطلب
* مصطفی ملکیان/ روشنفکر و پژوهشگر فلسفه عرض سلام و ادب دارم به محضر همه مخاطبانم. به خصوص به مخاطبان جوان که قرار است در دقایقی سخنی خطاب به آنها گفته باشم. چون فرصت نیست وقتم را اختصاص می دهم به تذکر پنج نکته. تذکر این نکات را نه حاصل مطالعات خودم بلکه حاصل تجربه زیسته ی خودم میدانم. یعنی در واقع شکست هایی که خودم داشتم به من یاد داده که باید این نکات را فراموش نمیکردم و اگر فراموش نمیکردم آن شکست ها پیش نمیآمد. 1) اولین نکته از این پنج نکته این است که جوانان باید توجه کنند که وقتشان با وقت بزرگترها تفاوت کیفی دارد. به زبان سادهتر، به لحاظ ریاضی ف...
ادامه مطلب