خرید بک لینک

در وصف خصایل نیکوی ایرانیان سخن‌ها رفته است و کمتر ایران‌ای است که از شنیدن عبارت‌ِ نخ­‌نما و کاریکاتوریزۀ «هنر نزد ایرانیان است و بس» به وجد نیاید و باد به غبغب نیندازد. نقش رسانه‌های رسمی در بَرساختن این تصویر فانتزی و پر از اغراق‌ آشکارتر از آن است که نیازمند توضیح باشد. خاصّه اینکه درون‌زا نیست و حاصل قیل‌وقال‌های ایدئولوژیک در «برهه‌های حساس کنونی» است.

از این تصویر انتزاعی تا مردم انضمامیِ گوشت‌وپوست‌وخون‌دار که می‌آیند، رنج می‌برند و می‌روند، فرسنگ‌­ها فاصله است؛ چندان که نسبت آنها با رسانه، نسبت دو سیاره از دو کهکشان متفاوت است!

مردم رسانه، مردم خیابان

مردمی که در پی منافع خویش‌­اند، بی­آنکه بیشترِ اوقات به حقوق دیگران و وظایف خود در برابر یکدیگر نظر داشته باشند. بدانند که زیستن در جامعه اقتضائات خود را دارد و نیازمند لوازمی ویژه است. در پیوستاری که یک‌ سوی آن استفاده از پل عابر پیادهْ عوضِ جهیدن از عرض خیابان و عبور حریصانه از لابلای سواری‌هاست و سوی دیگرش مشارکت در سپهر عمومی برای تعیین حق سرنوشت و فرق است میان«شهروند» و «شهربند» در بیانِ اندیش­مندانِ علومِ اجتماعی، چه شهروندی را میوۀ مدرنیته می­دانند و شهربَندی را آفتِ آن: نتیجۀ مهاجرت مهارگسیخته از روستا به شهر و از آنجا به کلان‌شهر. بسا شهریانِ دهاتی‌سرشت که فقط در شهر «حضور» دارند و صاحبان سواری‌های لوکس که می‌بایست گاری‌چی می‌شدند.

وقت آن است که رسانۀ ملی به سروقت نیمۀ خالی لیوان برود، تیغِ نقد از نیام بَرکشد. عیبِ مردمان با آنها فاش بگوید، و عیب خود را در آینۀ نقد آنها ببیند. به رسمیت شناختن حضور دیگری و گشوده بودن به تمایزها و تفاوت‌هاست که امکان شناخت را فراهم می‌کند و به بودشِ ما در جامعه و جهان معنا می‌بخشد.

برچسب: نویسنده: پارسا بهرامی تاريخ: پنجشنبه 8 مرداد 1405 ساعت: 23:10

صفحه بندی