خرید بک لینک

سختجانی فرهنگ ولی همچون هر پدیدۀ سخت و استوار دیگری با نو شدن زمانه و پدیدار شدن نسلxadهای تازه دود میشود و به هوا میxadرود یا اینکه چنان حقیر میxadشود که جز به پشتوانۀ قهر و قدرت نمیxadتواند بر پای خود بایستد. در این وضعیت فرهنگ، دچار مرگِ مغزی شده است و از علائم حیاتی خالی است. حتی درحالت آویختگی فرهنگِ محتضر به قدرتْ چنان که در ممالک مترقی ولی مسدودِ عربی شاهدِ آنیم، مقاومتxadهای مدنی اجتنابناپذیر است و امروز به سبب حضور کُرهگیر امپراتوری اینترنت بهتمامی سرکوبناشدنی. در این نظرگاه، کوششxadها و کنشxadهای مدنی پَریرویی است که تابِ مَستوری ندارد و هر دَری را که ببندند، از روزنی دیگر سَربَرمیxadآورَد.

در گوشهxadهای دیگر جهان نیز شواهد اجتماعی از وقوع تحولاتی تازه و گاه بیxadسابقه حکایت میکند. تحولاتی که دامنۀ آن رفتهرفته به محیطxadهای اجتماعی کوچک هم کشیده میxadشود و تَشت رسوایی فرهنگ زنستیز را از بام به زیر میxadافکَنَد. با این تفاوت که اگر پیشتر مقاومتxadها محلی و محدود بود، اینک ملی و جهانی شده است. مطالبهxadای مدنی که هواداران آن در جایجای جهان روبه فزونیxadاند و با پیوستن مردان برابریخواه، از جمعیتِ زنان نیز فراتر رفته است. مشارکت مردان در این کارزارِ تمدنی که همهنگام پویشی دموکراتیک است، بزرگترین دستاورد آن است. جنبش بزرگِ مردان برابریخواه که از تبعیض به تنگ آمدهxadاند و دریافتهxadاند که در غیاب زنانِ برابر و توزیع برابر فرصتها خودْ نیز قربانیxadاند. و یقین دارند که توسعۀ واقعی جز با مشارکت آزادانه و فراگیر زنان در همۀ شئون نظام اجتماعی ممکن نیست.

اگرچه در محیطxadهای کوچک سیطرۀ سنت مردسالار قویxadتر است، اما ازآنجاکه آگاهیxadهای اجتماعی همچون آفتاب عالمتاب یا نسیم روحبخش بهار، در همهجا تابیدن و وزیدن گرفته است، زمینۀ اصلاحات اخلاقی فراهم شده است. امروز بسیاری از دختران – از روستا تا شهر- به دانشگاهxad راه یافتهاند. حضور پرشور زنان در محیطهای اجتماعی دگرگونی فرهنگی بزرگی را رقم زده است که نمونۀ آن را در گذشته سراغ نداریم. با وجودِ این، فرهنگِ مردسالار با توسل به نیروهای ویرانگر خود -که هَمتافتهای پیچیده از آیین و فرهنگ است- همچنان قربانی میxadگیرد و هرازچندگاه، با شکستنِ چینی عمرِ زنی، زندگی را به سوگ میxadنشانَد. در نگرهxadای ژرفxadبینانهْ قاتل پیش از مقتول میxadمیرد؛ زیراکه به شکست فرهنگ در رویارویی انسانی با زن که نمادِ زیبایی و زایایی است اعتراف میxadکند و روانی زخمدیده (تروما) را نصیب میَبرَد که هرگز التیام نمیپذیرد. راست آن است که جامعۀ انسانی جز با حضور انسانهای شاد و آزاد به رستگاری نمیرسد. جامعهای که در آن زنان و مردان دوشادوش هم برای خوشبختی خود و نسلهای آینده میکوشند و هیچ مانعی برای نقشآفرینی آنان در صحنۀ یکتای زندگی وجود ندارد... و من آن روز را انتظار میکشم حتی روزی که دیگر نباشم.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 6:52 توسط سلمان احمدوند  | 

برچسب: نویسنده: پارسا بهرامی تاريخ: دوشنبه 28 خرداد 1403 ساعت: 12:52

صفحه بندی