
سامان دادن به اقتصاد شرط بهروزی انسان و جامعه است و بیاعتنایی به آن یعنی بردن عقل سلیم به قربانگاه ایدئولوژی که یکسره بر پایۀ توهّمات نقدناپذیر و آموزههای متصلب بنا شده است و نیز به سِتاندن کار از کاردان و سپردن آن به وفاداران که از کمینۀ توانایی و تخصص محروماند و با آنان همۀ منابع جهان نیز کَم است. ازاینرو دیالکتیکِ نان و آزادی پویاترین و پایدارترین همآمیزیِ تاریخ اجتماعیِ بشر است و دوام نظاماتِ سیاسی و نیز محبوبیت رهبران آنها در گرو حفظ و تثبیتِ این پیوند رهاییبخش است. بر پایۀ این پندار...
ادامه مطلب
در دورانی که ما میزیستیم جهان با چالشها، بحرانها و اَبَربحرانهای بسیاری دستبهگریبان بود. مسائل و مشکلاتی که بهخصوص بهدلیل برخورداری برخی از کشورها از انرژی اتمی و داشتن سلاحهای مرگبار بقای نوع بشر را تهدید میکرد. در یکسو جنگ روسیه و اوکراین و در سوی دیگر جنگ نابرابر اسرائیل با فلسطین و بروز فاجعۀ انسانی در پرتراکمترین نقطۀ جغرافیایی که «نوار غزه» نامیده میشد. دیدن اجساد بیجان زنان و کودکان در ویرانههایی که قبلاً خانههایی شاد و آباد بود، جزو دردناکترین تصاویر روزگار ما بود که در ...
ادامه مطلب
از قضا گوهر ایمان اولْ متاع گرانقَدری است که در آشفته بازار اقتصاد به تاراج میرود؛ همازاینروست که «نان» و «ایمان» همچون «صبر» و «ظفر» دوستان قدیماند و از پی نان است که نوبت به ایمان میرسد. از دیدِ من، افول ستارۀ ایمان در سپهر سقوط اقتصاد و پیوند ناگسستنی نان و ایمان را هیچکس چون عطار نیشابوری (540- 618 ه.ق) تا این اندازه ژرف تصویر نکرده است.سائلی پرسید از آن شوریده حالگفت اگر نام مِهین ذوالجلالمیشناسی بازگوی ای مرد نیک!گفت نانَست این بِنَتوان گفت لیکمرد گفتش احمقی و بیقرارکی بُوَد نام مِهین نان، شرم دارگفت در قحط نشابور ای عجبمیگذشتم گُرْسُنِه چِل روز و شبنه شنودم هیچ جا بانگ نمازنه دری بر هیچ مسجد بود بازمن بِدانستَم که نان نام مِهینَستنقطۀ جمعیت و بنیاد دینَست (مصیبتنامه/ بخش بیست و نهم)...
ادامه مطلب
ما هر نوروز به یکدیگر شادباش می گوییم، بی آنکه در طول سالی که در بندرگاه بهار, پهلو گرفته است، حالی از هم بپرسیم. راست آن است که ما یکدیگر را از یاد برده ایم و بی آنکه بدانیم حافظه های مان را از یاد یکدیگر پاک کرده ایم. قلب های ما از حضور همدیگر خالی شده است و حافظه گوشی هایمان از پیامک های جا...
ادامه مطلب
اینها همه آغاز پایان است. آغاز پایان چندین زندگی، چندین خانواده، چندین امید و آرزو. دیباچۀ کتاب رنجxad های نو و سوگهای ابدی و داغهایی که هرگز سرد نخواهد شد حتی به روزگاران. مگر اینکه نهانخانۀ ضمیر که خزانۀ خاطرات است ویران شود و حافظه از هر چه خاطره، خالی.اکنون باید همۀ آدمهای همبسته با مسافران ...
ادامه مطلب
از منظر جامعهxad شناختی انباشتِ بحرانxadها که خود را بیشتر در جامۀ فشارهای روحی و روانیِ ناشی از تنگناهای معیشتی (تورم xadمهارگسیخته، سقوط ارزش پول ملی، فقر فزاینده)، بغرنجxad های فرهنگی (تضاد نسلی، بحران ه...
ادامه مطلب
خیایانxad های شهرها و کوچه xadهای روستاها پر از جوانxad ها و نوجوانxad هایی است که با هَنزفِری در گوش و تلفنxad های همراهِ اندرویدی رنگارنگ در خیابانxad ها و کوچهxad سارهای جهان مجازی پَرسه میxad زنند. بر این کار و...
ادامه مطلب
باید نوشت و گرنه بغض عظیم بن بست ها و بیراهه ها بنیاد ِ زندگی را بر باد می دهد و سیل سهمگین نومیدی روح حیات را به تباهی می کشد. من بی نبشتن زیستن نتوانم. بی بررسی از مرجع نوشتن طبق کپی رایت جهان تصویر وهم انگیز کریهی است که همچ...
ادامه مطلب
است همچو بید بر ایمانِ خویش می لرزم و بر زوال تدریجی رؤیایی که به یکباره رنگِ کابوس گرفت، مویه می کنم.** ناسازوارترین مردم جهانیم! آمیزه ای دهشتناک و همهنگام مضحک از ناسازترین مؤلّفه ها. چگونه است که با وجودِ تناقض های سترگی که در جانمان نشسته است و هر کدامشان برای فروپاشاندنِ سراچه¬ی وجود کافی است، این همه سختْ جانی از خود نشان داده ایم و هنوز فرونپاشیده ایم؛ مثل پادشاهی که قریب به چهار دهه قبل ...
ادامه مطلب
بسیاری از ما ایرانیان نام شخصیّتxad های بازیxadهای رایانهxad ای، فوتبالیست xadها و ستاره xadهای سینمای هالیوود را بهتر و بیشتر میxad دانیم تا نام فرهیختگان و نخبگان خطّه xadی فرهنگی xadمان از کهنه xadروز تا امروز! اینxadکه دانشجوی ادبیّات فارسی دانشگاهِ تهران در روز بزرگداشتِ سعدی در پاسخ به درخواستِ مجری تلویزیون برای از بَرخواندن شعری از خداوندگار مُلکِ سخن و یکی از ارکان فرهنگ و ادبِ این سرزمین، دَرمیxad ماند. شاید در ظاهر ناچیز و طبیعی به نظر آید، امّا به واقعْ فاجعهxad ای فرهنگی است که تنها آگاهان از ژرفای آن آگاهند. رتبه xadی نازلِ رشته xadی زبان و ادبیاتِ فارسی در میان...
ادامه مطلب