«کاردان» نه همچون مفهومی موهوم و تأویلبرانگیز بلکه معنایی روشن و سنجیدنی. بنا به آنچه در عرف جهانی و حافظۀ فرهنگی میشناسیم: داشتن تجربه در پهنۀ سیاست و تخصص در شاخهای از علوم، برخورداری از سلامتِ روان و سیرچشمی که لاجَرم پاکدَستی میآورَد.
سیاستمداران ما بهندرت جامعۀ ایرانی را میشناسند، زیرا که اغلبْ فرزند زمانۀ خود نیستند و به انسان و جهان از منظری مینگرند که حالا دیگر بهتمامی مسدود شده است و به دیدۀ انصاف اگر بنگریم حجاب فهم حقیقت و درک واقعیت است. به زیستن در خلأ میماند و نگریستن به عالَم و آدم از پشتِ شیشههای مات و روزن گشوده به دود:
پیش چشمت داشتی شیشهی کبود / زان سبب، عالَم کبودت مینمود (مثنوی، دفتر اول)
نمیدانم آیا دلخستگان و نومیدان در انتخابات پیش رو به پای صندوق میآیند یا نه! ولی نیک میدانم که انتخابات اگر به بهبود شرایط نینجامد و آمدوشد دولتها[ی اتوبوسی] گرهی از هزار کار فروبستۀ مردمان سوتهدل نگشاید امکان وفاق اجتماعی و ترمیم گسستِ دولت- ملت و ملت- ملت بیشتر و بیشتر به محاق میرود.
برچسب:
نویسنده: پارسا بهرامی